قاليچه هاي ابتدائي وعشايري منطقه ايران
|
به پايگاه قاليچه هاي قديمي عشاير خوش آمديد
بسيار خوشحال و سپاسگزاريم كه به ديدن قسمتي از فرهنگ ايران زمين آمديد گروه آثار عشاير ايران مدتيست كه به جمع آوري تصاوير و اطلاعات از فرشها قاليچه ها و دستبافته هاي مردم قديم ايران همت گماشته و با برپائي اين پايگاه كوچك اميدواريم با طرحها رنگها و تمدن روستاها و عشاير كوچنده تمامي سرزمين پارس آشنا شويد. در ابتدا ترتيب خاصي جهت نمايش آثار اتخاذ نكرديم فقط به تفكيك قاليچه.قالي.گليم.سفره.آثاركوچك بسنده شده و قدمت هركدام از سي تا سيصد سال ميرسد. اين پايگاه علاوه بر نمايش آثار عشاير به خريد و فروش و تعمير و رنگرزي و طراحي نقشه با استفاده از كامپيوتر و مهم ترين رسالتش كارشناسي و ارائه اطلاعات در زمينه هاي مرتبط توسط هنرمندان كارشناسان و مرمت كاران مجرب و اعضاي معتبر اتحاديه هاي مربوطه مي پردازد. بازار تهران در حال حاضر قلب فرش ايران بوده و از سراسر ايران دستبافته ها جمع آوري و به بازار منتقل ميشود و سپس به كشورهاي متقاضي صادر ميگردد و اعضاي گروه بطور كامل بر وضعيت توليد و تجارت بازار فرش و همچنين بر موجودي كمي و كيفي كالاهاي كلي و جزئي اشراف دارند. در صورت هر گونه سئوال . پيشنهاد . انتقاد يا شك و شبهه در مورد فرش يا نمونه هاي قديمي بجا مانده لطفا با ما تماس حاصل فرمائيد.(حتي در صورت تمايل تصاوير دستبافته را ارسال كنيد) Tel: 00 98 21 55626562 اميد است در آينده با قوت گرفتن فعاليت اين گروه بتوانيم مانند پايگاه هاي بيگانه در زمينه فرش دستبافت ايراني متمركز عمل نمائيم (نمايش و سمينار و خريد و فروش اينترنتي). متاسفانه اكثر مخاطبين و علاقمندان اين آثار بينندگان غير ايراني هستندو طراحي اين پايگاه بناچار مبتني بر زبان بين المللي بوده و از هموطنان عزيز خواهشمنديم در كليه امور فرهنگي مربوطه ما را ياري و راهنمائي فرمايند.
با تشكر و سپاس از علاقه و توجه شما به احياي هنر فراموش شده ايران گروه آثار عشاير ايران زمين
نام و فعاليت اصلي اين پايگاه قاليچه هاي عشايري و روستاهاي ايران است ولي بدليل ضرورت در شناخت كلي فرش بناچار توضيحاتي كلي از فرشهاي شهري و شركتي بافت آورده از مقالات و پايگاههاي مختلف نقل ميكنيم هرچند كه مقوله دستبافته عشايري و روستايي بسيار ديرينه تر پيچيده تر و قابل تاّمل تر ميباشد. مقدمه اي مختصر از تاريخچه فرش ايران نقل شده از شركت فرش ايران را ميخوانيم قديمترين فرش دستبافت ايرانی در سال 1949
در دومين مرحله کاوشهای باستان شناس روسي، رودنکو در منطقه
پازيريک کشف و به نام فرش پازيريک ناميده شد.
* در تهيه اين سلسله مقالات؛از نظرات آقاي نبي خوانساري كه از كارشناسان زيده فرش ميباشند استفاده به عمل آمده است.قالي ايران را بشناسيم (توضيحات مختصر درباره فرشهاي شهربافت و شركتي)پژوهش در شناخت قالي و قاليچه مراكز توليد مهم ايران
آذربايجان قالي ايران با تمام شهرت وقدمتي كهدارد ناشناخته است نه براي فرنگي خريدار؛بلكه خود ما هم آنطور كه بايد و شايد آنرا نميشناسيم. اين يك ادعاي واهي نيست. كمتركسي ميتواندباديدن فرشي محل بافت آنراتعيين كند و خصوصيات آنرا باز گويد. در حاليكه با اتمام يك قالي شناسنامه آن با خود و در خودش صادر شده است: فرش تبريز؛ بااردبيل در آذربايجان و كار مشهد با محولات در خراسان كاملا از هم جداست عدم شناسايي خصوصيات فرش سبب ميشود تا خريدار بهنگام خريد بدون توجه به موارد استفاده آن قالي را فقط بدليل زيبايي يا طرح و نقشه بخرد و مورد بهره برداري قرار دهد و بعد پشيمان شود كه كار فلان جا دوام ندارد؛در حاليكه عدم اطلاع او از طبيعت دستاوردهاي يك محل به انتخاب نادرست انجاميده است و اين سبب از بين رفتن قالي شده است. شناخت فرش؛و مختصات آن چنان مشكل نيست كه خبرگي طلب كند؛ بسادگي عملي است و سعي ما بر اينست تا در اين سلسله مقالات؛خواننده را طوري با قالي ايران آشنا كنيم تا به محض ديدن و لمس كردن آن آنرا بشناسد. قالي هرمنطقه ايران با توجه به شرايط جغرافيايي؛اقليمي و فرهنگي ويژه محل؛با منطقه ديگر تفاوت ميكند. هم چنان كه قرارگرفتن انسان درعوامل زيستي خاص مثل آب وهوا؛ فرهنگ و…… روحيه اورا ميسازد؛بردستاوردهاي انساني هم مؤثرميافتد. اين ترتيب؛ آشنايي بااين دستاوردهابايدمتكي برشناخت شرايط زندگي وروحيه سازندگان و صنعتگران باشد. به عبارت ديگر دستاوردي صنعتي سنتي چون قالي بازدههاي مستقيم روحيه سازندهاش را با خود دارد: بدينسان با توجه به ظاهر يك قالي و با اندكي تأمل ميتوان اولين گام را براي شناخت يك فرش برداشت: مثال: فرش سخت و استخواني است؛ درشت باف و پرگوشت است؛ رنگهاي تند و تيره در آن بكار رفته؛نقشهاش از خطوط هندسي تشكيل شده است؛ ولي اين فرش باتوجه بهآنچه گفتيم دستكارمردمي است كه در طبيعتي سخت و كوهستاني زندگي ميكنند؛ پرگوشتي ودرشت بافي آن بهاين دليل است كه بافنده ميخواهدازآن بعنوان يك زيراندازگرم كننده استفاده كند؛ كاربرد درخطوط هندسي هم درطرح آن دلالت بر محيط كوهستاني زندگي سازندگان آن ميكند؛ حالا بايد ديد در كداميك از مناطق كوهستاني ايران بافتن فرشرايج است……. محلبافت فرش رابسادگي ميتوان تعيين كردبشرط آنكهعوامل مؤثردر ساخت آنرا بيشتر از اينها بشناسيم
اما از سوي ديگر با توسعه روز
افزون وسايل ارتباطي و آسان شدن مسافرت؛نقشه و طرح و رنگ در يك نقطه ساكن
نميماند. «لچك» مشهدي و«ترنج كرماني»به تبريزهم ميآيد و در آنجا هم
مكار ميرود؛ در اين احوال چگونه ميتوان فرش را شناخت؟ فرش آذربايجان فرش مركز ايتان يعني؛تبريز با فرش ديگر شهرهاي منطقه تفاوت دارد. قاليهاي تبريز ريز باف و درشت باف است (براي كارگاههايي كه در محدوده شهر واقع شده) و تفاوتش از نظر كيفيت؛ نقشه؛مصالح با ديگر شهرها بسيار.خصوصيات فرش تبريز ـ قاليباف اين شهرستان استثنائا در تهيه وكاربرد نقشه تعصبي ندارد يعني نقشههاي زيبا مطابق سليقهاش را از هر نقطهاي ميگيرد و پس از تلفيق آن با روحيه خويش؛ بكارش ميبرد؛ نقشههائي را كه در تبريز با الهام از نقشههاي ساير مناطق تهيه ميشود اغلب به شكل اصلي بسيار نزديك است. براي همين هم فرش تبريز نقشه اصفهان يا تبريز نقشه كرمان در قالي فروشيها كم نيست. اما همين كه ميگوئيم «تبريز نقشه اصفهان» شخصيت دستكار بافنده تبريزي را تأئيدكردهايم. اين حالت درفرشهاي نقاط ديگر كمتربه چشم ميخورد. رنگ درقالي تبريزهماهنگ و متقارن است؛كمتر قالي مرغوبي دراين شهر بافته ميشود كه چشم تماشاگررا بزند؛ يعني رنگها ملايمندوقوانين هم آهنگي كاملا دركاربرد رنگها رعايت ميشود. فرش تبريزفوقالعاده ظريف و باصطلاح پوك است. اگرفرش 60 رج يك گره تبريزرابا فرش 60 رج يك گره كاشان مقايسه كنيم؛كارشناسان فرش با توجه به جهات مختلف فرش تبريز را مرغوبتر ميدانند. دوام ـ فرشهاي اين شهر مثل تمام نقاط ايران به دوصورت سفارشي وتجارتي تقسيم ميشود خبرهها ميگويند فرش سفارشي تبريز ممتازترين فرش ايران است؛بشرط آنكه در تهيهاش صرفه جوئي نشده باشد.طرز شناخت فرشهاي مرغوب تبريزرا نميتوان از محصولات ممتاز ديگر مراكز توليد فرش ايران باز شناخت. بطوريكه بيننده عادي؛ فرش هر كجا را كه مرغوبتر بداند؛ فرش تبريز را بهمانجا نسبت ميدهد. البته فرش سبك تبريز هم از نا مرغوبترين فرشهاي ايرانست. صفت مميزه فرش تبريز زيبائي آنستوغيراصيل بودن نقشهاش يعني طراح تبريزي ازهر شهرستاني بهترين قسمت نقشه را انتخاب ميكند؛ مطلا كم نيست فرشهايي كه حاشيهاش از يك نقشه؛ لچك وتر بخش از نقشه ديگر و تنش از جاي ديگر گرفته شده است و از تبريز به بازار فرش روانه شده است.فرش متري 200 تومان تبريز در حال حاضر از نظر ظاهر زيباترين فرش است اما مرغوبتر نيست. در تبريز واحد مساحت فرش قاليچه است. يك «قاليچه» تبريز مساويست با دو ذرع مربع تبريز؛به ادعاي اهالي اين شهر ذرع طول تبريز معادل 112 سانتي متر است ولي ذرع را در تهران 104 ساني متر قبول ميكنند. واحد بافت فرش در شهر تبريز در يك حالت عمومي در هر يك گره تبريز كه بافندگان بومي آنرا 7 سانتي متر ميدانند بايد حداقل 12 بافت يا گره و حداكثر 80 بافت بكاررود؛بافتها را طولي ميشمارند و نه مربع؛ فرشيكه از 35 بافت در يك گره كمتر داشته باشد نا مرغوب است و بيشتر از اين مرغوب. وضعيت فرش تبريز در بازار تهران خريداران فرش دودستهاند؛ گروهي كه به ظاهر فرش اهميت ميدهند وبه زمان كاركرد آن تفقدي ندارند خريدار فرش تبريزهستند؛ چون نقشهاي فرش اين شهردر هر قيمتي چشم را اقناع ميكند؛ ولي كساني كه دوام قالي را در نظر دارند؛ فرشهايي با نقشههاي بدتر را ميخرند واز فرش تبريزدر ميگذرند. اما بهرصورت تقريبا يكسوم خريداران ايراني فرش تبريز ميخرند؛ آنهم نه از نوع بسيار مرغوبش. وضعيت فرش تبريز در بازار بين المللي فرش ارزان و نامرغوب تبريز از نظر قدرت كار چنان نيست كه كهنه و پخته شود و به بازار بين المللي عرضه گردد. يعني فرش متري 200 تومان تبريز بعد از 20 سال كار از بين رفته است؛اما فرشي كه از بافت 35 بافت در يك گره بيشتر داشته باشد؛ به كهنگي ميرسد و چون زيبايي خيره كنندهاي بدست ميآورد؛ مشتري فراوان دارد. تشابه فرشهاي ممالك ديگر با تبريز جز در ايران در پارهاي از كشورهاي آسيايي هم قالي بافته ميشود كه از لحاظ شكل و جنس با محصولات بعضي از مناطق ايران برابري و رقابت ميكنند. سؤال اينست كه قالي كار تبريز با فرشهاي كدام كشورها همسايگي و نزديكي دارد؟جواب اينست قليبافان هيچيك از ممالكي كه در اين رشته فعاليت ميكنند؛ مانند تبريز نميبافند و به بازار جهاني عرضه نميكنند؛ اما دراين دوسه ساله بعضي ازتجار ايراني كه قيمت تمام شده يك تخته قالي رادر بعضي از كشورهاي همجوارنظيرپاكستان وافغانستان كمتراز ايران ديدهاند؛ گروهي از قاليبافان ورزيده را براي فعاليت به اين ممالك بردهاند تا نظير فرش تبريز را در آنجا توليد كنند. اين عده محصولات خود را در بازارهاي جهاني هم به نام فرش ايران معرفي ميكنند؛ اما اين فرش واجد تمام خصوصيات فرش تبريز نيست؛در حاليكه خريدار خارجي كمتر آن را ميداند. فرشهاي شهر باف تبريز؛ انواع ديگري هم دارد كه بسيار مرغوب است: گل ابريشم؛ تمام ابريشم و چله ابريشم (تارو پود قالي ابريشمي وسطحش پشمي است)؛ قالي چله ابريشم تبريز؛ عمر و دوام بسياري دارد و از نظر كارشناسان از بهترين انواع فرش ايران ميباشد. فرش تمام ابريشمي هم كه در اين شهر بافته ميشود از حيث نقشه و رنگ بيمانند است. البته ازسه نوع فرش اخيردرحال حاضر كمتر تهيه ميشود. نسل قاليبافان ابريشم كار اين شهر رو به زوال گذاشته است چرا كه تهيه مواد اوليه و پيدا كردن خريداري براي اينگونه فرشها كه گران تمام ميشود و محتاج صرف وقت بسيار است به سختي صورت ميگيرد. بطور كلي فرش كهنه تبريز؛ البته فرش مرغوبي كه كهنه شود؛ بسيار زيباتر از نوي آنست چرا كه رنگهاي آن ملايمتر و مطبوعتروچشمنوازترميشود؛ بهمين دليل خريدار فرش كهنه تبريز در بازار جهاني كم نيست. قاليهاي ديگر آذربايجان گفتيم كه شرايط آب و هوا و وضعيت فرهنگي هر منطقه در شكل و طرح و جنس قاليهاي آن منطقه اثري ناگزير دارد و بهمين دليل است كه فرشهااي هر نقطه را يكايك مورد بررسي قرار ميدهيم: اگر فرش تبريز از حيث نقشه و رنگ آميزي با قاليهاي ديگر مراكز توليد ايران همساني و هم شكليهايي دارد؛ اين دليل وضع ارتباطي اين شهر از نظر روابط اقتصادي با ديگر شهرهاست. اما شهرهاي ديگر آذربايجان كه نسبت به تبريز د حوزه جاذبه ضعيفتري از حيث اين مبادلات قرار گرفتهاند؛ فرشهاي مختص خود دارند. در مطالبي كه از اين پس ميآيد؛ براي رعايت اختصار؛ محصولات بعضي از مراكز توليد را كه از حيث نقشه جنس و رنگ با يكديگر مشابهند؛ با هم بررسي ميكنيم. گراوان؛ بخشايش؛ مهربان؛ هريس نام چهارمركز توليددرجنوب تبريز است كه قاليهاي توليد شده در آنها همانند هستند. طبع قاليهاي اين مناطق سخت واستخواني است.يعني اگربه آن دست نزنيد؛فرش زبر است؛ سفت و خشن است؛درشت بافي صفت مشخص ظاهري اين فرشهاست؛ قاليباف گراواني با بخشايش فرق نميكند؛موقع چيدن قالي آنرا پرگوشت ميگيرند:يعني «پرزهاي» قالي بلند است. تعداد بافتها به نسبت رج در گره گم ميشود. رنگهاي تندو تلخ در فرشهاي اين مناطق بكار ميرود. زمينههاي قهوهاي سير؛سبز تند؛ سرمهاي تيره مورد علاقه بافندگان اينگونه فرشهاست. نقشهها؛خالي از گل و بته هستند و بجاي اين از خط؛استفاده شده است؛ يعني طرح قالي اين مناطق اغلب هندسي است. محصولات گراوان؛ بخشايش؛ هريس ومهربان اگرشكل و نقشه جالبي ندارد؛پردوام است و براي استفاده در اماكن پر رفت و آمد بسيار مناسب است. اين فرشها سنگين هستندوحمل ونقل آنها به سختي وبا اشكال صورت ميگيرد. اين فرشها بدلايلي كه ذكر شد خريدار چنداني ندارد و گران قيمت هم نيست و در بازار بينالمللي هم خريدار چنداني بدست نياورده است. زنجان قالي زنجان در داخل مملكت فروش نميرود و بيشتر در بازارهاي جهاني عرضه ميشود. مانند فرش تبريز قابليت بستهبندي شدن و انعطاف ندارد؛ البته به سفت و سختي قالي گراوان و هريس هم نيست. قاليبافان زنجان اغلب در ابعاد كوچك و بصورت قاليچه ميبافند كه از نظر رنگآميزي و رنگبندي مطلوبتر از فرش گراوان است. رنگهاي مورد علاقه قاليباف زنجاني براي زمينه فرش بيشتر سورمهاي؛ لاكي (قرمز) و كرم است. در زنجان بعد از تهيه فرش در ابعد كوچك؛ به بافت قاليهاي بزرگ (بزرگتر از اندازه معمولي) علاقه نشان داده ميشود. نقشه فرشهاي زنجان نزديك به نقشههاي افشان تبريز است. از «لچك؛ ترنج» خاص تبريز قاليهاي منطقه بسيار استفاده ميشود؛ البته نه به آن صورتي كه درتبريز ميبافند؛ بلكه قاليباف زنجاني درآن تغييراتي ميدهدكه كارشناسان به آن نقشه زنجان ميگويند؛ نقشهماهر در هم و نقشه بيچار هم از نقشههاي مرسوم قالي در منطقه است. اردبيل فرشهايي كه در اين شهرستان بافته ميشود؛ تقريبا به فرش ماشيني بسيار نزديك است؛ در تهيه نقشه آن يكنواختي به چشم ميآيد؛ از گل و بته در قالي كار اردبيل چيزي نيست؛ بلكه خطوط هندسي تزئين فرش را بعهده ميگيرند. اين فرش است كه در ابعاد كوچك و بيشتر بصورت قاليچه تهيه ميشود؛بمقدار بسيار كم قالي 5 متري از كارگاههاي اردبيل بيرون ميآيد كه كلگي يا ميانه ناميده ميشود. فرش وسيع مثلا 12 متري كمتر در اين شهر بافته شده است. بافت قاليهاي اردبيل نزديك به قاليهاي تركيه است. هنر قاليبافي در اردبيل در گذشته بسيار درخشانتر از زمان حاضر بود؛ اكنون فرش اردبيلي اعتباري را كه فرشهاي ديگر ايراني در بازار جهاني بدست آوردهاند فاقد است و اين بدليل مشابهتي است كه اين قالي ماشيني دارد. كارشناسان ميگويند با توجه به درستكارهاي اردبيل در چند دهه گذشته كه از نظرشكل و طرح تمام قاليهاي مراكز ديگر توليد را از ميدان رقابت خارج ميكرد وضع كنوني بافت قالي در اردبيل اسفانگيزاست. بايدبافندگان اين شهررا به استفاده ازطرحها ونقشههاي قديمي واصيل خودشان ترغيب كرد؛ نقشههايي كه هم اكنون بيشتر در اصفهان بكار رفته ميشود. ترغيب بافندگان اردبيلي براي استفاده از طرحهاي قديمي عملي است؛ توليد كنندگان عمده اگر سفارشهاي تازه به كارگاههاي اين شهر بدهند وضع فرق ميكند. بيجار؛ تكاب؛ افشار اين سه نيز از مراكز توليد ديگر فرش در اين استانند كه محصولات كارگاههاي قاليبافيشان بهم بسيار نزديك است. فرشهاي اين نقاط از نظر دوام و قدرت كار بسيار عاليست؛ يك قاليچه تكابي يا بيجاري ممكن است بيشتر از صد سال دوام آورد. اما اين فرش است كه از نظر نقشه و رنگ بسيار محدود تهيه ميشود. بر قالي و قاليچههاي اين نقاط بيشتر نقشههاي درهم وشاه عباس بيجار بچشم ميخورد. لاكي (قرمز) ـ سورمهاي و كرم رنگهاي زمينه آبي و فيروزهاي هم بندرت بافته ميشود. بطور خلاصه در بيجار؛ تكاب و افشار؛ فرشهايي در ابعاد مختلف با اين مشخصات تهيه ميكنند. پركار؛پرز بلند؛ كه خط در طراحي آنها نقش مهم ندارد. با رنگهاي متنوع در قسمتهاي غير از زمينه. فرش ديگري درآذربايجان هست كه به فرش شبسترموسوم است ودر محلي بهمين نام توليدميشودكه اگر براي مقاصد تجارتي آنراببافند؛خصوصيات فرش متوسط تبريزراازحيث مرغوبيت دارد. نقشههايي كه دراين منطقه مورداقبال است؛ همان نقشههايي است كه درتبريز بيشترين استفاده رادارد. ازكارگاههاي شبسترفرشهاي سفارشي مرغوبي به بازار عرضه ميشود كه ميتواند با عاليترين نوع قالي رقابت كند.مرند؛ خوي؛ مراغه قالي و قاليچهاي كه در خوي بافته ميشود از نظر جنس تابع زنجاست يعني فرشي است با زمينهاي استخواني و سخت كه به زحمت حمل ميشود؛ طرح ورنگبندي كه قاليباف خويي ازآن استفاده ميكند؛همانست كهدرزنجان بكار ميرود. درخوي نوعي قاليچه نامرغوب تهيه ميشود كه در بازار تجارت به آن «موصل»ميگويند؛ اين ارزانترين نوع فرش ايران در بازار جهاني است. فرشهائي را كه درمرند ومراغه ميبافند؛مشابهتهاي بسياري به قالي زنجان دارد بهمين دليل ازذكر جزئيات اين فرشها در ميگذريم؛ اضافه كنيم كه قاليهاي اهر و ابهر هم در رديف محصولات گراوان و هريس هستند؛ يعني نقشه متنوع ندارند جنس آنها سخت و استخواني است با رنگهاي تيره و پردوام و نقشههاي هندسي. شاهسونها و عشاير آذربايجان هم در چادرهايشان «دار» قالي و قاليچه بر پا ميكنند؛ زمينه لاكي مورد علاقه آنهاست؛تيرههاي مختلف شاهسون از نقشههاي مختلفي استفاده ميكنند كه نزديك به نقشههائيست كه در حوالي تبريز از آن استفاده ميشود.دررضائيه و شهركهاي اطراف كمتر به قالي وقاليچه ميپردازند؛ محصولات اين نقاط كم است ودربازار محلي مصرف ميشود؛ نقاط ديگر آذربايجان از نظر توليد قالي آنچنان نيست كه مورد اعتنا باشد. بگوئيم كه به جز فرش تبريز؛ ديگر فرشهاي آذربايجان هم در تهران كم و بيش خريدار دارد و به خارج هم صادر ميشود. بسياري از ايرانيان اطلاعات كافي از سرزمين خود ندارند. در صفحات فارسي سعي ميكنيم داده هاي مختصري از هنر هاي گوشه كنار ايران و اقوامش بگنجانيم و اطلاعات را محدود به دستبافته هاي عشاير ايران ننموده هرچند كه تمام شاخه هاي هنر بهم مربوط ميشود.
--- زيگورات ها و قديمي ترين زيگورات جهان (همراه با تصاوير سيلك كاشان)
|
|